مراسم وآداب ورسوم ازدواج ترکمن ها-گلستان

مراسم وآداب ورسوم ازدواج ترکمن ها-گلستان

قال رسول الله:
اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

 مراسم ازدواج ترکمن ها

ترکمن ها هم به مانند دیگر اقوام کشورعزیزمان ایران براین سخن پیامبرگرامی توجه داشته اندکه با اشاره به موارد ذیل به روش ازدواج وعروسی دربین هموطنان ترکمن می پردازیم

 ویژگی های ازدواج در بین ترکمن ها:

1- همچون دیگر گروه های مسلمان، ازدواج با محارم را حرام می دانند.
2- مرد ترکمن مجاز است با دختر یا زن غیر ترکمن ازدواج کند.
3- زن یا دختر ترکمن مجاز نیست که با مرد یا پسر غیر ترکمن ازدواج کند.
4- ترکمن ها ، داماد را « کورک / کوراکن» و عروس را «گِلین» می نامند.
5- اگر زنی بیوه شود حق دارد که یک سال در سوگ شوی خویش بنشیند. بعد از یک سال ، پدر و مادر یا برادران ، حق دارند که او را دوباره شوهر بدهند.

 مراحل ازدواج دربین ترکمن ها

مرحله ی ثوزآتماق

در این مرحله، پسری، دختری را برای زندگی مشترک خود می پسندد. بعد از پسندیدن درباره دختر و خانواده ای او تحقیق می کنند. بعد از تحقیق و مورد تایید بودن، چند تن از نزدیکان پسر که معمولا مادر، خواهر، عمه، خاله است. به خانه ی دختر می روند.

صاحب خانه پس از پذیرایی، خطاب به مهمانان می گوید:

« گلمه دیکدن خبر آل دییپ دیرلار » خوب، بفرمایید، چه خبر؟

 اگر خانواده ی دختر جمله ی فوق را نگوید، سر گروه خواستگار، همان جمله را بر زبان می آورد و صاحب خانه با شنیدن خبر خواستگاری با خنده می گوید:
« اگر خدا قسمت کند. ان شاءالله. اما اجازه بدهید ما هم تحقیق کنیم.» سپس برای جواب فرصت می خواهد.

 مرحله ی ثوزآلماق

بعد از اولین مرحله، خانواده دختر کار تحقیق را شروع می کند. مدت این تحقیق ممکن است چند هفته یا چند ماه طول بکشد و نماینده ی خانواده ی پسر هر از چندگاهی نظر خانواده ی دختر را جویا می شود. سرانجام در صورت رسیدن به جواب مثبت به خانواده ی پسر مژده می دهد و می گوید: « ثوزیمی آلدیلار / سخنم یعنی سخن خواستگاری پذیرفته شد.»

این مرحله از خواستگاری را که اعلام قبولی از طرف خانواده ی دختر است، اصطلاحا ثوزآلماق می گویند. در این مرحله تاریخ مرحله ی بعدی، یعنی مرحله ی «قاپی اچماق» نیز تعیین می شود.

 مر حله ی قاپی آچماق

در این مرحله که مرحله آشنایی مقدماتی مادر، خواهر زن، زن عمو ها و زن برادر های داماد با اعضای خانواده عروس است. خانواده ی داماد با چند بسته شیرینی به خانواده ی پدری عروس می روند. در این مرحله تاریخ مرحله بعدی یعنی مرحله « دوز دادشماق» تعیین می شود که مرحله مقدماتی نامزدی پسر و دختر است.

 مرحله ی دوزدادشماق / بله برون

دورداشماق یعنی نان و نمک یکدیگر را خوردن، یعنی نمک گیر یک دیگر شدن که نشان دارد از حرمت نان و نمک در نزد ترکمن ها.
در این مرحله که مرحله مقدماتی نامزدی است (بدون حضور دختر و پسر ) فقط زن های دو خانواده شرکت دارند و طرف داماد هدایایی را که برای عروس آینده ی خود آورده است، تقدیم می کند.

 این هدایا معمولا به شرح زیر است.

الف) یک تخته روسری ترکمنی به نام یایلیق.
ب) یک تخته روسری گلدار به نام چارقد. در قدیم به جای چارقد از یک نوع روسری ابریشمی – بافت ترکمن- به نام چأشو / چادر شب استفاده می شد.
ج) یک قواره پارچه پیراهنی
د) دو ظرف نان روغنی به نام های « قاتلاما ، بشمه»

خانواده دختر نیز بخشی از نان های روغنی را – که خانواده ی پسر آورده است – به عنوان تبرک بین حاضرین تقسیم می کند. این مراس بعد از ساعتی – که با کف زدن ها و شادی کردن ها همراه است – خاتمه می یابد.
در در مرحله ی دوزدادشماق ، تاریخ مرحله بعدی یعنی مرحله «آداماق» تعیین می شود که مرحله ی نامزدی رسمی دختر و پسر است.

 مرحله ی آداماق / مرحله اول نامزدی رسمی

در این مرحله – که باز هم زنان دو طرف شرکت دارند – بزرگتر خانواده داماد ، نخی باریک و سیاه و سفید را که ب هم تابیده اند به گردن دختر حلق می کند. این نخ را « آلاجایوپ» می گویند.
آلاجایوپ نشانه یکی شدن دو شخصیت متضاد یعنی پسر و دختر است و نیز نشانه توافق آنها برای زندگی مشترک با حذف تضاد های رفتاری.
این مرحله را مرحله ی آداماق نامیده اند یعنی نامزد کردن دختر برای پسر ، بعد از این مراسم، دختر را « آداقلی » می خوانند، یعنی دختری که نامزد دارد.

 مرحله ی مال کثشمک / تعیین میزان مهریه

برای اجرای این مرحله، طرف داماد به طرف عروس خبر می دهد که در فلان روز یا فلان شب برای تعیین میزان مهریه ، با چند تن از نزدیکان خود – که معمولا پدر یا برادر بزرگ و ... است- خواهند آمد.
خانواده عروس نیز متقابلا چن تن از نزدیکان خود را خبر می دهد. در این مجلس پس از پذیرایی با شیرینی و میوه از قصد و نیت مهمانان سوال می شود. آنها نیز قصد خود را آگاهی از میزان مهریه است ، بیان می کنند.
از این لحظه، چانه زدن ها بر سر میزان مهریه بین دو طرف در می گیرد و سر انجام به وجه غالب در بین مردم رضایت می دهند.
وجه مهریه در روز عروس کِشان یا – بنا به توافق – چند روز یا چند هفته قبل – البته همراه با عقد رسمی به صورت نقد به خانواده ی عروس پرداخت می شود.

 مرحله قودابولماق / خنچه بردن – مرحله دوم نامزدی

یک یا چند روز و گاهی چند هفته قبل از جشن عروسی ، عده ای از زنان خانواده داماد با قرار قبلی برای اجرای مرحله دوم نامزدی به خانه ی پدر عروس آینده ی خود می روند و با این عمل ، و با این عمل قرابت سببی را صورتی رسمی تر می دهند.

 در این روز خانواده داماد هدایایی به عروس آینده ای خود تقدیم می کند ( نه به خود عروس بلکه به خانواده ی او به عنوان عروس ) به شرح زیر:

الف) دوازده عدد مجمه / مجمر : هر مجمه محتوی چهار قرص نان قاتلاما . هر مجمه به وسیله ی یکی از زنان فامیل حمل می شود.
ب) چهار عدد کله قند: این بخش ، از زمان پیدایش کله قند و هم زمان با شهر نشینی شدن ترکمن ها به مراسم قودابولماق اضافه شده است.
پ) دؤش: دؤش قسمتی از سینه و راسته ی گوسفند است که به شکل مثلث از بدن گوسفند جدا می شود و معمولا به وسیله زن برادر داماد ( گلّجه) حمل می شود.
ت) گوشواره و گردن بند طلا: این هدیه معمولا به وسیله بزرگترین عروس خانواده داماد، تقدیم می شود.
ث) ساعت مچی: این هدیه به وسیله ی یکی دیگر از زن برادر های داماد تقدیم می شود.
- اگر زن برادری باشد – این رسم قدمت چندانی ندارد.
ج) هدایایی از قبیل روسری، چارقد، کفش، پارچه ی پیراهنی و ...
چ) حلقه نامزدی: معمولا به وسیله مادر یا یکی از خواهران داماد، هدیه می شود

 مرحله ی اوربا یایراتماق

یک روز قبل از مراسم قودابولماق، مادر داماد جشن کوچکی با حضور زنان فامیل و همسایه ها ترتیب می دهد و از آن ها می خواهد تا او را در پختن نان روغنی « قاتلاما » یاری دهند. دراین جشن کوچک که آن را « اوربا یایراتماق » می نامند، یکی ارد را الک می کند، یکی دیگ بزرگ چدنی را بار می گذارد، یکی آرد را خمیر می کند، یکی خمیر را به صورت ورقه های نازک و مدور در می آورد. یکی این ورقه ها را به صورت چند لایه روی هم می گذارد، یکی لابه لای ورقه های خمیر ، روغن می مالد و . . .
خلاصه هر کس در حد توان و تخصص خود گوشه ای از کار را می گیرد. در نهایت دوازده عدد قرص نان روغنی «قاتلاما» را برای بردن به خانه ی عروس، کنار می گذارند. - در حالی که به سطح آن شکر پاشیده اند- و تعدادی نیز بین زنان حاضر به عنوان تبرک تقسیم می کنند.

ثاغت بل لِ مک / تعیین روز سعد برای عروسی

ثاغت بل لِ مک مراسم مختصری است در خانه ی پدری عروس که در آن، زنان دو خانواده (معمولا مادر، خواهر، زن برادر عروس و زن برادر داماد) تاریخ و روز عروسی را تعیین می کنند. این روز حتما باید یکی از روزهای سعد باشد.
ترکمن ها روزهای هر ماه قمری را که عدد آخر آن به 7 یا 9 ختم شود. از روزهای سعد می دانند که برای انجام اعمال خیر در نظر گرفته می شود. این روزها را اصطلاحا « ثاغتلی گون» می گویند.

 مرحله پیش برنامه / پذیرایی عروس از دوستان نزدیک خود

این بخش، پدیده ای تازه است و به وسیله ی گروهی تحصیل کرده ی خارج ابداع شده است و در روزگاری نه چندان دور ( حدود 40 سال قبل) وجود خارجی نداشت.
پذیرایی دختر از دوستانش، حدود یک هفته قبل از عروسی، انجام می شود و با ساز و آواز و موسیقی جاز و فیلم برداری و ... همراه است و هیچ مناسبتی با فرهنگ سنتی ترکمن ندارد. این مراسم از غروب آفتاب به مدت 3 تا 4 ساعت ادامه دارد و در طی آن مدعوین هدایایی به عروس خانم تقدیم می کنند.

مرحله کارت نویسی

این بخش نیز پدیده تازه ای است و از حدود 10 تا 15 سال پیش باب شده است. در این مرحله که معمولا 2 هفته قبل از جشن عروسی است- داماد دوستان بسیار نزدیک خود را برای صرف شام دعوت می کند. بعد از شام با همکاری مهمانان، لیستی از اسامی کسانی که باید به عروسی دعوت شوند، تهیه می شود. بعد از تهیه ی لیست و بر اساس آن، کارت عروسی را می نویسند. این کارت ها، حدود یک هفته قبل از جشن عروسی توزیع می شود. در قدیم که صنعت چاپ وجود نداشت، کار دعوت حضوری بود.

مُصایب / مصاحب = ساقدوش

مصایب جوانی است هم سن داماد و نزدیکترین دوست او. در گذشته – حدود 40 سال پیش – مخارج شب عروسی – که پذیرایی از دوستان داماد است – به عهده ی مصایب بود و خانه پدری این دوست را به عنوان محل پذیرایی «مصایب جای » می گفتند.
اما امروزه ، جوان ترکمن ، راسا مخارج شب عروسی را عهده دار می شود و پذیرایی از دوستان را همراه با پذیرایی پدر و مادر خود از دوستان و آشنایان، در خانه ی پدری برگزار می کند. زمان این پذیرایی شب قبل از عروسی است. در این شب بعد از صرف شام، کسانی که مایل به کمک نقدی باشند. مبلغ مورد نظر خود را به نماینده ی داماد می پردازند و او هم نام کمک کنندگان و مبلغ کمک ار در دفتری ثبت می کند تا داماد نیز در آینده، جبران کند. بزرگترها رأسا به پدر و مادر داماد تقدیم می کنند.
بعد از صرف شام و جمع آوری کمک مالی ، مراسم جشن سرور آغاز می شود که با ساز و آواز و ... همراه است.این مجلس تا نصفه های شب ادامه دارد و در ضمن آن، ساعت عروس کشان را که معمولا ساعت 9 یا 10 روز بعد است به مهمانان اعلام می کنند تا کسانی که مایل هستند در کاروان عروس و عروس کشان شرکت کنند.

بِ وورچی

« ب وور » به معنی گوشه و « چی » پسوند صفت ساز است به معنی صاحب و دارنده.
ب وورچی اصطلاحا به زنی می گویند که معتمد خانواده ی عروس – در خانه ی عروس – و داماد – در خانه ی داماد – است. وی در گوشه ی از « اُی / آلا چیق ترکمنی » یا اتاق در نزد ( یک جانشین ها ) می نشیند در حالی که صندوق چوبی ، پیش رو دارد و ضمن تحویل گرفتن هدایای مدعوین – که عمدتا زن هستند – متقابلا هدایایی تقدیم می کند.

 کُجه وه / کجاوه

کجه وه در گذشته های دور اتاقکی بود از جنس پارچه های رنگین و معمولا چهل تکه که آن را بر روی شتر یا گاری ( اسبی – گاوی) نصب می کردند و از درون و برون می آراستند. از این اتاقک برای انتقال عروس و ینگه های او به خاواده ی داماد استفاده می شد و از سقف آن زنگی از نوع جرس، شبیه ناقوس کلیسا می آویختند تا بر اثر حرکت شتر یا گاو به صدا در آید. صدای زنگ، بیانگر جشن و سرور و عروس کشان بود.
اما امروزه کجه وه اتومبیل های آخرین مدل است که به وسیله گل وگیاه و نوار های رنگین تزیینئ می شود و مرکب از دو دستگاه است یکی مخصوص عروس و دو تن از ینگه های او، دیگری مخصوص داماد و دوستانش.
متاسفانه امروزه با مدرنیزه شدن تمام زوایای زندگی ، نشانی از آن ساده زیستی دیروزی نیست. بدین جهت ترانه های کجه وه نیز از یاد ها رفته است و دیگر آواز آشنایی به گوش نمی رسد تا آن گنجینه های ارزنده را که صفا بخش روح ها و دل هاست، زینت بخش فرهنگ عامه ی ترکمن کند.


آن زمان که کجه وه اتاقکی چادری بر روی شتر بود و عروس را به خانه ی داماد می آورد،

             یکی از خواهران داماد یا نزدیکترین زن به داماد، با صدای بلند می خواند:

اؤل گلیان کجه وه اوون ثب دیدیم اجه مه
بارینگ آیدینگ دیدأمه قاراشثین گله جه مه

ترجمه: آن چه می آید کجه وه است. به مادرم گفتم: به کجه وه آرد بپاش.( آرد پاشیدن به کجه وه نشانه ی آرزو برای سپید بختی است.)

به برادرم بگویید: منتظر گلجه باش.

و خواهری دیگری می خواند:

آق مایانینگ آغرامنی یؤل گؤتارر ان شاءالله
اؤز دوغانمینگ نازینی قیزگؤتأرر ان شاءالله
ناز شتر سفید را – که به آن کجه وه بسته اند- جاده تحمل می کند.
و ناز برادرم را عروس خانم، ان شاءالله

 روز عروس کشان

در این روز، دوستان و آشنایانی که مایل به شرکت درکاروان عروس کشان هستند – معمولا جوان ترها- در ساعت مقرر که شب گذشته و در مصایب جای اعلام شده است، در محل خانه ی داماد حاضر می شوند و هر یک وسیله ی خاص خود را دارند (در گذشته، اسب و شتر، امروزه، انواع اتومبیل).
در این روز پارچه های روسری مانند یا حوله، به هر یک از شرکت کنندگان در کاروان عروس – به رسم تبرک- تقدیم می شود ( هم از طرف خانواده ی داماد در شروع حرکت کاروان به سوی خانه عروس و هم از طرف خانواده ای عروس در زمان انتقال عروس به خانه ی داماد).

این کاروان مرکب از دو بخش است:

الف- کاروان داماد مرکب از جوان ها، زن ها، دخترها.
ب- کاروان آق سقال ها / ریش سفیدها.
کاروان ریش سفیدها حدود نیم ساعت قبل از کاروان داماد به عزم خانه ی پدری عروس حرکت می کند در حالی که یکی از ریش سفیدها مبلغ مهریه را که در مراسم «مال کثشمک» توافق شده است در کیفی قرار داده تا به خانواده ی عروس، تقدیم کند. ریش سفیدهای طرف عروس از این گروه استقبال می کنند و آنها را بر سر سفره ای می نشانند که از انواع میوه و شیرنی است.
پس از احوال پرسی و صحبت های مقدماتی، یکی از ریش سفیدهای طرف عروس به طرف های خانواده ی داماد می گوید:

« اوغری خایرلی / راه تان خیر باشد.»

طرف داماد جواب می دهد:

« اوغری خایرلی / راه مان خیر است.»

آنگاه مبلغ مهریه به ریش سفید طرف عروس تحویل می شود، او نیز پس از بررسی – اگر کم و کسری نداشته باشد- مبلغ جزئی از مبلغ مهریه – به عنوان تبرک- به ریش سفید طرف داماد بر می گرداند تا بین کاروان ریش سفید ها، تقسیم شود.
بعد از مقدمات فوق، اجازه ی انتقال عروس از خانه ی پدری به خانه ی داماد، صادر می شود و همگی مبارک باد می گویند و آخوند حاضر در مجلس، برای خوش یمن شدن این وصلت، آیاتی را از قرآن کریم تلاوت می کند. در این هنگام، گروه دوم نیز (کاروان داماد) هلهله کنان ورود خود را اعلام می کند و حامل هدایایی به خانواده ی عروس هستند.

آیاقدان آلماق / گؤفردیک

وقتی زنان همراه کاروان داماد به خانه ی عروس رسیدند. زنان طرف عروس با گرفتن پای زنانی که حامل هدایا هستند جنگی مصلحتی بر پا می کنند که در اصطلاح « آیاقدان آلماق » خوانده می شود و با شادی و هلهله همراه است.
امروزه این مراسم در کمتر عروس دیده می شود. و به فراموشی سپرده شده است.

کجه وه کؤیمز

در کشاکش مراسم آیاقدان آلماق زنی با بسته های شیرینی وارد می شود. به این بسته ها « کجه وه کؤیمز » می گویند؛ و بیانگر این مفهوم است که عروس خانم از این وصلت راضی پشیمان نخواهد شد. در نتیجه هر دو طرف از جنگ مصلحتی دست می کشند.
بعد از این مرحله، هدایای طرف داماد و بقچه های رسیده، بررسی می شود؛ آنگاه خانواده ی عروس نیز معادل همان بقچه ها (از نظر تعداد) و محتویات آنها، به بقچه های داماد اضافه می کند که در نهایت با خود عروس و همراه با جهیزیه ی او، به خانه ی داماد حمل می شود. بعد از این مراسم، از میهمانان با چکدرمه – غذای سنتی ترکمنی- پذیرایی می شود.

مراسم دالاشماق

بعد از مراسم پذیرایی و رخصت ریش سفیدها، نوبت به عروس کشان می رسد تا عروس را به خانه ی داماد منتقل کنند. در این مراسم، یکی از زن های طرف داماد – که معمولا زن برادر اوست- به جانب عروس می رود، در حالی که یک قواره چاشو / چادر شب ابریشمین یا قرمز دؤن / پوششی ابریشمین و مجلل به دست دارد. (راجع به چاشو و قرمز دؤن به بخش پوشاک زنان و مردان مراجعه کنید).

در این هنگام مجادله ای لفظی و مصلحتی بین او و یکی از زنان طرف عروس در می گیرد، بدین ترتیب:

زن طرف داماد: آمدیم که عروس را ببریم.
زن طرف عروس: نمی گذاریم، نمی گذاریم.

در این موقع یکی از زنان طرف داماد، خطاب به طرف عروس می خواند:

پنجارامیز آچیق دور اویمز دؤلی آشیق دور
قین گؤرماگین قوداجان قیزینگ أوزی عاشیق دور

ترجمه:
پنجره ما گشوده ایست و خانه پر از بجول (آشیق؛ کنایه از پسر بالغ).
ای قودا جان! دلخور نباش که دخترت عاشق پسر ماست. ( پس دخترت را خواهیم برد.)

زن طرف عروس با شنیدن سخن فوق کوتاه می آید و می خواند:

شیله بولثا آلارثینگ کُجه وانگه سألار ثینگ
قیثغه بؤلدی دیلیمز آلداگیت گین قوداجان

ترجمه:
اگر چنین است – که می گویید- البته دختر را خواهید گرفت و در کجه وه خواهید گذاشت. زبان ما کوتاه است قودا جان! دختر را بگیر و با خود ببر.
(قودا: اصطلاحی که خانواده عروس و داماد خطاب به هم می گویند).

در نتیجه، این مجادله ی ساختگی نیز مثل مراسم دیگر با شادی و هلهله به پایان می رسد پس از آن طرف داماد چاشو یا دون را بر سر عروس خانم می اندازد که نشانه ی پیروزی بر طرف عروس است. و به مادر عروس می گوید:

قودا جان! اکنون وقت آن است که با دخترت خداحافظی کنی و مادر رو به دخترش می گوید:
دخترم خداحافظ، خوشبخت باشی، قدمت در خانه ی جدید مبارک.
بعد از خداحافظی مادر با دختر، نزدیکترین زن به عروس – که معمولا خواهر یا زن برادر اوست – راه را بر زنان طرف داماد می بندد و می گوید: خلعت من کو؟
و با گرفتن هدیه ای – که معمولا یک قواره پارچه ی پیراهنی است – اجازه ی خروج می دهد، اما در مقابل کجه وه، یکی از برادران عروس منتظر است، او نیز با گرفتن هدیه ای (امروزه مبلغی در حدود 10 تا 50 هزار تومان است) و معمولا به وسیله ی برادر داماد یا یکی از دوستان او پرداخت می شود، اجازه می دهد که کجه وه و کاروان همراه آن، بی هیچ مانعی حرکت کند. این صحنه ی کشمکش بر سر میزان پولی که باد پرداخت شود نیز بسیار تماشایی است. پس از آن، کجه وه آماده ی حرکت می شود. تا به خانه ی داماد برود.

مراسم اوون ثپمک / مراسم آرد پاشی

وقتی که کاروان عروس به خانه ی داماد رسید، مادر داماد با کاسه ای آرد آن را متبرک می کند. این مرحله را اوون ثپمک می گویند.

مراسم پول ثچمک

پس از مراسم اوون ثپمک نزدیکان داماد بر سر عروس پول، نقل و نبات، می ریزند و گروهی نیز که معمولا مرد و از اقوام و دوستان نزدیک هستند – بر یک بلندی می روند و چیزی را در اندازه ی توپ تنیس یا ... در بین جمعیت حاضر در صحنه می اندازند و به آورنده ی شیء پرتاب شده، مبلغی پول که قبلا اعلام شده می دهند.این صحنه نیز مثل مراسم دیگر و کشمکشی که بر سر گرفتن اشیاء پرتاب شده در می گیرد بسیار لذت بخش است.
( امروزه مراسم پرتاب اشیاء به فراموشی سپرده شده، البته به نظر خودم فراموش شدن این مراسم به خاطر صدمه ای است که ممکن است در هنگام پ

/ 0 نظر / 682 بازدید