موسیقی سازی منطقه کتول

موسیقی سازی سرزمین کتول ، آرامش و شادمانی را در عین درد و رنج در وجود انسان جاری می کند . بی گمان این نوع موسیقی ، آفریده شده شفقت ، همدردی و احساس عمیقی است که در قبال آلام انسان ابراز شده و سعادتی جاودانه را به همراه  می آورد .

موسیقی سازی کتولی را می توان به دو دسته تقسیم کرد : نخست مجموعه قطعاتی که در جشن های شاد ـ به ویژه عروسی ها ـ اجرا می شود . مثلاً در جشن های عروسی مسابقه های کشتی و اسب دوانی و مراسم عروس آوردن را که در بین جوانان رواج و رونق داشت ، با این نوع موسیقی و با سازهایی مانند « سُرنا » ، « دهل » و « دایره » همراه می کردند .

بخش دیگری از موسیقی سازی منطقه کتول ، آهنگ های بدون کلام و بی واژه هستند و اصولاً‌ روایت پنهانی را در بر دارد و حال و هواهای حماسه ، عشق و عرفان را بر می انگیزد .  شیوه ای که در اجرای این بخش از موسیقیِ سازی کتول به کار گرفته می شود ، محصول احساس ، دریافت و تجربه های خاص اجرا کننده ی آن است . این نوع موسیقی ، با سازهای « دوتار » ، « نی » و « کمانچه »‌ اجرا می شود . در این بخش به معرفی هر یک از این آهنگ های بی کلام می پردازیم . 

 1ـ وَرساقی :

این آهنگ به دو فرم غمناک و حماسی اجرا می شود . حکایت ها و روایت های بسیاری را در مورد این آهنگ نقل می کنند. ورساقی ، حکایت پیری دردمند و سالخورده ی سالکی است که خمار آلوده در سپیده دمان با رخوت و درد فراق از جای بر می خیزد ، غم تنهایی و دوری در اندیشه ی او جان می گیرد و این رند عاشق را به گریستن و زاری وا می دارد . برداشتی که از این آهنگ بر می خیزد ،‌ به حال و هوای عرفانی با مفاهیمی چون فراق و کوچ با بغضی پنهان و در گلو مانده همراه است . نوازندگان کتولی بر این باورند که این آهنگ غیر از چیرگی در تکنیک ، تزکیه ی نفس و تجربه ی روحی را نیز می طلبد . آهنگ ورساقی ، بیشتر با دوتار نواخته می شود . ورساقی دارای « دوازده شاخه » است که بعضی از شاخه ها به چند فرم نواخته می شود . فرم حماسی ورساقی ‌دارای ‌« هفت شاخه» ‌می‌باشد ‌و ‌توسط زنده یاد استاد اسماعیل خان معززی ساخته شده است .

 2ـ زارِنْجی:

این آهنگ دارای ریتم غم انگیز و بیانگر رنج ها و مشقت های مردم منطقه کتول می باشد . زارنجی از ده شاخه تشکیل شده است  که هر شاخه ی آن تداعی کننده ی اندوه و غربت است . ناله ی ریز انگشتان بر روی دسته ی ساز ، در تمام شاخه های این آهنگ کاملاً مشهود است که به نوعی از گریه و ناله و زاری های مردم منطقه حکایت دارد . این آهنگ بیشتر با دوتار و کمانچه نواخته می شود .  

3ـ شِتِرْ ناز  :

جَرَس کاروان های شتر آن هم در مجاورت خراسان و صحرای ترکمن ، برای گوش خنیاگران کتولی آشنا بوده است و نیز جایگاه شتر در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی غیر قابل انکار است . شتر به حساسیت در برابر موسیقی شهرت دارد . از استاد اسماعیل خان معززی نقل کرده اند که : « روزی کاروانی از شتر را در حال حرکت دیدم . دوتارم نیز همراهم بود . به دوستانم گفتم که می خواهم آهنگ « شتر ناز » را اجرا کنم و عکس العمل آن ها را ببینم . شروع به نواختن آهنگ شتر ناز کردم ، پس از چند دقیقه ساز زدن ، شترها ایستادند و دیگر حرکت نکردند . من همچنان به نواختن ساز خود ادامه دادم . مشاهده کردم که اوّلین شتر روی زمین نشست و بقیه ی شتران هم به تبعیت از آن شتر بر زمین نشستند . من هم ساز زدن را ادامه دادم تا ساربان آمد و از من خواست تا دیگر ساز نزنم ، چون نمی توانست شترها را حرکت دهد . من نواختن را قطع نمودم و ساربان شترها را حرکت داد و رفتند » . در منطقه ی کتول آهنگ شترناز با سازهایی مانند دوتار ، نی و کمانچه اجرا می‌شود .
شترناز از چند گوشه تشکیل شده است و به فرم های مختلف اجرا می شود .

4ـ یارْ خدیجه :

حکایت وصل و وصال، شور و خیال است که شادی و نشاط را با خود به همراه می آورد و غبار غم را از تن می زداید. این آهنگ احتمالاً از دلبری گمنام و خدیجه نام گرفته شده است . مشابه ی آهنگِ یار خدیجه ، در موسیقی های اقوام دیگر ، مثل کُردی ، ترکی و ترکمنی نیز ردّ پاهایی دیده می شود . روایت پنهان این آهنگ بی کلام ،‌ وصف یک دلبر گمنام و شاد و پُر از شوقِ وصال را تداعی می نماید . این آهنگ نیز با سازهایی مانند دوتار و کمانچه نواخته می شود . 

5ـ اسماعیل خانی  :

این آهنگ ، حالتی غمناک دارد و دارای ریتم هفت ضربی می باشد . اسماعیل خانی برگرفته شده از آهنگ یار خدیجه است و به وسیله ی زنده یاد استاد اسماعیل خان معززی ساخته شده است . اجرای این آهنگ ، بیشتر با دوتار و کمانچه صورت می گیرد .

 6ـ غریب :

در لغت به معنی بیگانه و غریبه است . در موسیقی های مناطق دیگر ، مثل ترک و ترکمن هم ، با ریتمی متفاوت نواخته می شود . این آهنگ با الهام از داستان انسانی عاشق و مهجور و با روایت کتولی ساخته شده است. « غریب » عاشقی است که در دشت ها  و کوه ها با اسب خود به دنبال معشوق خود می رود . گذارش به دیار غربت می افتد امّا پس از رنج بسیاردوباره به سرزمین دلبر برمی‌گردد و او را می‌رباید و با اسب فرار می‌کند . ریتم این آهنگ ، دویدن چهار نعل اسبان را به ذهن تداعی می نماید . در منطقه ی کتول ، این آهنگ بیشتر با دوتار نواخته می شود .

« نی هفت بند کتولی »

نی یکی از قدیمی ترین سازهای موسیقی کتولی است . درمنطقه ی کتول به نوازنده ی نی « نی چی » می گویند . نی کتولی از بلند ترین انواع آن در مناطق مختلف ایران می باشد . بلندی این ساز نشانگر زندگی کتولی ها در کوهستان و زندگی بر پایه ی دامپروری و کشاورزی می باشد که نی ،‌ کشمکش چوپانان با طبیعت را بازگو می کند . بلندی این نی در دو نوع کوتاه و بلند ( از نظر زیر و بمی صدا ) بین هفتاد و پنج تا هشتاد و پنج سانتی متر متغیر است .

این نی دارای چهار سوراخ در جلو و یک سوراخ در پشت است و نوک آن جایی که لب قرار می گیرد از بیرون تراشیده می شود و هنگام نواختن بین لب و دندان قرار می گیرد .

از زنده یاد استاد اکبر کتول ـ نوازنده برجسته ی نی کتولی ـ نقل است که : « استادان قدیم نی خود را از نیزار در اواخر پائیز انتخاب می کردند و تأکید می شد که از نی ماده استفاده شود تا از آن صدایی خوش و دلنواز شنیده شود » . اگر بخواهیم در تمام ایران نمونه هایی از نی را چه از نظر تکنیک و پوزیسیون نوازندگی ، صدا دهـی و مشابهت
ایست ها وفرازوفـرودهاشاهـدمثال بیاوریم ، قطعاً نـی هفت بند کتولی نمونه ی جالب توجه ای است . نوازندگان نی کتولی برای نواختن ، دو نوع صدای بم را اخذ می کنند که یکی قوی است و صدای دو رگه و بسیار سوزناک و دلنشینی دارد که برای این صدا به نفس بیشتری احتیاج است و هنگام نواختن برای این صدا ، نی را باید با زاویه بازتری نواخت و دیگری صدای بم نرم است که زاویه نی را باید بسته تر از بم قوی گرفت و با نفس کمتری در آن دمید . صدای اوج نی کتولی پرشتاب ، زیر و بلند می باشد که به این فرم نواختن و ریتم نی در منطقه ی کتول اصطلاحاً «سَروانگ» می گویند .

باتشکرازجناب محمدرضا برزگر-گروه موسیقی نجوای کتول

باتشکر ازجناب مهدی دوستی -یرتا فرهنگ وهنر کتول

موفق وپایدارباشید

محمدرضا افراز -مزرعه کتول


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: موسیقی سازی منطقه کتول , زنده یاد استاد اسماعیل خان معززی , قدیمی ترین سازهای موسیقی کتولی , سبک های موسیقی کتول


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٦ | ٧:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدرضا افراز | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.