عباس گالش مبارز گمنام واسطوره ای منطقه کتول

 در میان مردمان منطقه کتول واستراباد حکایت عباس گالش همیشه رواج داشته است.این مبارز افسانه ای برای مردم منطقه به نمادی از شجاعت و  ایستادگی در برابر ظلم و بدل گشته است.حکایت این بزرگ مرد را همه ما از زبان پدربزرگ ،مادربزرگ هامون شنیدیم  که از مبارزات این دلاور تا اعدام و مرگ غم بار وی برای ما جوان ترها گفته اند و ما نیز همیشه با شوق و هیجان به داستان های آنان گوش دادیم .

 در موسیقی فولکور ما نیز بخشی به صورت منظومه خوانی با عنوان « منظومه عباس گالش» اختصاص داده شده است که در آن هنرمندان منطقه با ذوق و هنر خود به بازخوانی سرگذشت این قهرمان پرداخته اند. سرایندگان ما نیز در وصف وی شعر ها سروده اند و در میان مردم کوچه وبازار نیز ضرب المثل ها در باب این پهلوان رواج یافته است که همگی حالی از  روح بزرگ این بزرگ مرد دارد که چنین تاثیری در روج و جان،هنر و فرهنگ منطقه گذاشته است.

عباس گالش و رویدادهای آن زمان:

داستان عباس گالش و  وقایع آن مربوط به اواخر دوران قاجار و اوایل حکومت پهلوی ست. در دوران یاد شده ضعف حکومت مرکزی در این منطقه و فقر عمومی زمینه ساز  سرکشی های مستمر گروه های پراکنده ای از راهزنان ترکمن گردیده و موجب سلب آسایش اهالی شده بود.

این دسته از راهزنان درکسوت افرادی چند نفره و معمولاً شبها به ابادی ها و روستاهای استراباد شبیخون زده و علاوه بر غارت احشام و اموال مردم، زنان و دختران را نیز ربوده و به صورت گروگان انان را در صحراها و دشت های معروف صحرای ترکمن پنهان ساخته و گروگان های خود را جهت اخاذی اهالی بومی قرار داده و یا در بازارهای خیوه به عنوان برده به فروش می رساندند.

این مسئله قرن ها به صورت سنتی مذموم و غیر انسانی، حیات اجتماعی اهالی را با مخاطرات جدی مواجه ساخته و پیوسته دامداران مناطق مرزی را در هاله ای از ترس و وحشت فرو می برد. در همین رابطه سراسر فرهنگ فولکلور این منطقه آکنده از مویه ها، باورداشتها و ضرب المثل ها وداستان هایی ست، که بازتاب رنج و تلخ کامی های بی حد و حصر این مردم بوده است.

بی جهت نیست که تا چند دهه پیش تر روخانه ی اترک نزد زنان و مردان سال خورده ی استان گلستان، مازندران، سمنان و شمال خراسان به عنوان نمادی از نفرت، مرگ و وحشت متجلی گردیده و به گمان بسیاری مامن و مخفیگاه اصلی راهزنان یاد شده بوده است.

عباس گالش که به فراخور لقبش، دامداری از اهالی استرآباد بوده، تفنگ برداشته و در دفاع از جان، مال و ناموس مردم یک تنه به مبارزه با راهزنان پرداخت. قهرمانی ها و رشادت های او انچنان هراسی در دل ایلغارچیان و آلامانچیان ایجاد نمود که تا مدت ها مانع از هرگونه اقدام چپاولگرانه ی آنها شده وامنیت را به این منطقه بازگرداند.

پس از تشکیل واحدهای منظم ژاندارمری و سامان یابی امنیتی منطقه و گردن نهادن ترکمن ها به قوانین حکومت مرکزی ، عباس گالش به خاطر نفرت دیرینه اش همچنان به برخورد با آنان اصرار ورزید. این موضوع از نظر حکومت مرکزی ایران نوعی قانون شکنی قملداد شده و در نهایت باعث رویارویی او با افسران ژاندارمری و دستگیری و اعدام او گردید.

تصویری که از عباس گالش مشاهده میکنید مربوط به اعدام خزن انگیز این دلاور در اواخر دهه 1330 در میدان شهرداری گرگان ،میباشد. این تصویر برای اولین بار در نمایشگاه عکس یادگاران جرجان  که از تاریخ 1 الی 8 مهرماه سال 1385 در تالار فخرالدین اسعد گرگانی توسط سازمان میراث فرهنگی استان گلستان برگزار شده بود توسط حاج مهدی فلسفی که خود از یادگاران استرآباد میباشد ،به معرض نمایش گذاشته شده بود.

باتشکرازجناب محمدرضا برزگر-گروه موسیقی نجوای کتول

باتشکر ازجناب مهدی دوستی -یرتا فرهنگ وهنر کتول

پیروزوسربلندباشید

محمدرضا افراز-مزرعه کتول


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عباس گالش مبارز گمنام واسطوره ای منطقه کتول , عباس گالش منطقه کتول , منظومه های عباس گالش , عباس گالش


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٦ | ٥:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدرضا افراز | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.